آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند

دستخطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است فکر کن گریه چه زیباست بخند

صبح فردا به شب نیست که نیست تازه انگار که فرداست بخند

راستی آنچه که یادت دادیم پر زدن نیست که درجاست بخند

آدمک نغمه ی آغاز نخوان  به خدا آخر دنیاست بخند ..........

نوشته شده در تاریخ جمعه 12 تیر 1388    | توسط: احمد تیمناک    | طبقه بندی: شعر،     | نظرات()